سيد محمد كمره اى

223

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

كميته پنج نفرى با ملك الشعراء و ميرزا على اكبر و وثوق الدوله و دو نفر ديگر كه اسمش يادم نيست . و شنيده‌ام در وزارت امور خارجه خيلى خيانت‌ها كرده . بعد از ساعتى بلند شده پياده از راه خيابان به خانه آمده ، گفتند آژانى از كميسرى 14 آمده بود كه كميسرى 6 تلفن زده‌اند بعضى بليطهاى برنج نزد فلانى مانده از او بخواهيد . ناهار اشكنه خورده ، احمد هم از مريضخانه كه براى اسماعيل نان برده بود آمد . مجددا آژان آمد كه از كميسرى اين صورت را فرستاده‌اند . نگاه كردم ديدم كه دو سه نفر را اسم برده كه مرده‌اند ، دو سه نفر ديگر را هم اسم برد كه فلان در فلان‌جا . نفهميدم مرادش چه بود . جواب نوشتم كه تمام بليطها به توسط آژان كميسرى 6 آقاى آقاتقى و آقا ميرزا ماشاء الله و آقا ميرزا صدر الدين و آقا ميرزا اسماعيل به صاحبانش رد نموده‌اند ، حال اگر صاحبان بليط مرده يا نيامده يا گم كرده‌اند به وزارت معارف اطلاع بدهيد و اگر بليط عوضى داده شده يا در اخذ برنج عوضى آمده‌اند به عهده خود مفتشين كميسرىها بايد باشد . بعد آژان رفته ، خوابيدم . در منزل محبوسين كميته مجازات بعد از چايى ، دو و نيم به غروب بيرون رفته كميسرى نمره 4 رفته كه بفهمم نوشته مرا چه كرده و توضيحى ديگر مىخواهند ؟ اظهار داشتند كه به كميسرى نمره 6 تلفن نموديم . ديگر چيزى اظهار نكردند . بعد به منزل محبوسين رفته قاضى و مشكوة و اسد الله خان را ديده ، عماد ناخوشى حصبه گرفته بود و عيالاتش آمده بودند آنجا . طبيب نظميه هم قبل آمده بود و ديده بود كه مبتلا به حصبه شده ، رفت به نظميه كه اجازه رفتن او را به خانه‌اش بگيرد . بعد قاضى نقل كرد اوايل خيال داشتيم به هيئت كابينه تشكرى كه ما را از محبس بد خلاص و بدين محبس تحت نظر فرستاده بنمائيم ، چون كابينه سابق منفصل شد و اين كابينه هم ما را مستخلص نكرده بودند و به شاه هم تشكر را تشبث فهميديم منصرف شديم . اما براى اينكه مخارج ما ديگر با خودمان شده و سه نفر آژان مواظب را هم ما بايد خرج بدهيم با اين قحطى و گرانى و بىچيزى ما و بىچيزى عيالات ، ما قصد عريضه به هيئت دولت كه يا از ما كفيل گرفته مرخص نمائيد كه مخارجى تحصيل نمائيم يا مخارج ماها را بدهد . نير السلطان آمد و